خرید اعتباری؛ موتور محرک یا مانع رشد اقتصاد دیجیتال ایران؟
تصور کنید نیمهشب در دیجیکالا، گوشی رویاییتان را پیدا میکنید: آیفون ۱۷ با قیمتی نجومی. در گذشته، یا باید کلی پسانداز میکردید یا از خرید منصرف میشدید.

تصور کنید نیمهشب در دیجیکالا، گوشی رویاییتان را پیدا میکنید: آیفون ۱۷ با قیمتی نجومی. در گذشته، یا باید کلی پسانداز میکردید یا از خرید منصرف میشدید. اما حالا، با چند کلیک و بدون نیاز به ضامن، میتوانید وام فوری بگیرید و فردا گوشی دستتان باشد. این، وعدهی خرید اعتباری است؛ تحولی که ظاهراً زندگی را آسانتر کرده، اما پرسش اساسی این است: آیا این تحول، موتور محرک اقتصاد دیجیتال ایران است یا مانعی بر سر راه آن؟
پاسخ، ساده نیست. خرید اعتباری در ایران با سرعتی خیرهکننده در حال رشد است و ساختار مصرف و تجارت را دگرگون میکند. اما این رشد شتابان، همزمان با چالشهای ساختاری و ریسکهای جدی همراه شده است.
خرید اعتباری؛ انفجاری در آمار و ارقام
اعداد و ارقام، گویای داستانی پرنوسان هستند. در سال ۱۴۰۲، میزان خرید قسطی از دیجیکالا ۴۷۲ درصد و میزان وامهای پرداختی ۵۶۶ درصد رشد کرد. در دو پلتفرم بزرگ لندتک، تعداد وامها و مبلغ سفارشهای اقساطی به ترتیب بیش از ۵۰۰ و ۱۰۰۰ درصد افزایش یافته است.
در یک روز از کمپین «بلک فرایدی» اخیر، بیش از ۶۵۰,۰۰۰ سفارش خرید اقساطی آنلاین ثبت شد که به نزدیک یک میلیون تراکنش اعتباری انجامید. این رویداد نشان داد که خرید اقساطی به یک رفتار پیشفرض برای بخش رو به رشدی از مصرفکنندگان تبدیل شده است.
پلتفرمهایی مانند اسنپپی و دیجیپی، پیشگام این تحول هستند. اسنپپی با بیش از ۶ هزار فروشگاه آنلاین و ۱۴,۵۰۰ فروشگاه حضوری همکاری میکند و اعتباری تا سقف ۵۰ میلیون تومان (و برای کاربران خوشحساب تا ۳۰۰ میلیون) ارائه میدهد. این پلتفرمها با شعار «الان بخر، بعداً پرداخت کن» و حذف موانع سنتی مانند ضامن و چک، وام فوری را در دسترس عموم قرار دادهاند.
موتور محرک؛ سه نیروی پیشران
خرید اعتباری چگونه میتواند موتور محرک اقتصاد دیجیتال باشد؟ سه نیروی کلیدی در این زمینه نقش دارند:
۱. افزایش قدرت خرید و شکوفایی تقاضا
نخستین و آشکارترین دستاورد، افزایش قدرت خرید است. در شرایطی که توان پرداخت نقدی برای بسیاری میسر نیست، خرید اعتباری به رفع این مشکل کمک کرده است. این افزایش تقاضا، کسبوکارها را به سرمایهگذاری بیشتر در تولید تشویق میکند و میتواند به اشتغالزایی منجر شود. وقتی کاربری بتواند آیفون ۱۷ را به صورت قسطی خریداری کند، نه تنها یک کالای گرانقیمت به سبد مصرفی خود اضافه میکند، بلکه کل زنجیره تأمین را به حرکت درمیآورد.
۲. پر کردن خلأ کارتهای اعتباری
یکی از پارادوکسهای جالب اقتصاد ایران این است که با وجود نفوذ بالای بانکداری خرد، تقریباً ۸۶ درصد از بزرگسالان به کارت اعتباری دسترسی ندارند. ایرانیان عمدتاً از کارتهای نقدی استفاده میکنند که اعتباری در کار نیست. در چنین شرایطی، سرویسهای BNPL مانند اسنپپی، به عنوان جایگزینی کارآمد برای کارتهای اعتباری عمل کرده و خلأ بزرگی را در نظام مالی کشور پر میکنند.
۳. همگرایی تجارت آنلاین و آفلاین
خرید اعتباری، مرز بین فروشگاههای آنلاین و فیزیکی را درهم شکسته است. مصرفکنندگان امروز انتظار دارند اعتبار خرید، صرفنظر از کانال – چه آنلاین، چه حضوری – در دسترس باشد. اسنپپی حدود ۱۰ درصد از تراکنشهای خردهفروشی آنلاین کشور را به خود اختصاص داده است؛ رقمی که ایران را از بسیاری از بازارهای مشابه پیش میاندازد (نفوذ BNPL در ترکیه حدود ۱ درصد و در مالزی ۴ درصد است).
مانع رشد؛ ریسکها و چالشهای جدی
اما روی دیگر سکه، تصویری هشداردهنده است. خرید اعتباری، اگر کنترل نشود، میتواند به مانعی جدی برای رشد پایدار اقتصاد دیجیتال تبدیل شود.
۱. تلهی بدهی و کاهش قدرت خرید واقعی
افزایش خرید قسطی، نشانهای دوگانه دارد. از یک سو، نشان از رونق تقاضا دارد؛ از سوی دیگر، کاهش قابلتوجه قدرت خرید مردم را آشکار میکند. وقتی خانوارها نیمی از حقوق خود را به پرداخت اقساط اختصاص میدهند، در واقع دارند از درآمد آینده خود پیشخور میکنند. اگر این بدهیها از توان پرداخت فراتر رود، خانوادهها با مشکلات مالی جدی مواجه میشوند. در بلندمدت، این چرخه میتواند به بحران بدهی منجر شود که کل سیستم را تهدید میکند.
۲. شفافیت ناکافی و هزینههای پنهان
بررسی مسیر خرید در برخی پلتفرمها نشان میدهد که قیمت نهایی خرید اقساطی همیشه بهصورت شفاف نمایش داده نمیشود. این عدم شفافیت، مصرفکننده را در مورد هزینه واقعی خرید در تاریکی نگه میدارد. گاهی نرخ مؤثر سود در طرحهای اقساطی، از نرخ رسمی وامهای بانکی نیز بالاتر است و هزینه نهایی را به طرز چشمگیری افزایش میدهد.
۳. تهدید برای نوآوری و رقابت
تمرکز بالای بازار در دستان معدودی پلتفرم بزرگ (اسنپپی حدود ۱۰ درصد از تراکنشهای آنلاین را در اختیار دارد) میتواند به کاهش رقابت و کند شدن موتور نوآوری منجر شود. فعالان حوزه اقتصاد دیجیتال از موانعی سخن میگویند که رشد و نوآوری را متوقف کرده است.
۴. وابستگی به تورم و ریسک سیستمیک
خرید اقساطی در اقتصاد تورمی تا حدی منطقی جلوه میکند، اما این وابستگی به تورم، یک ریسک سیستمیک بزرگ است. اگر نرخ تورم کنترل شود یا سیاستهای پولی تغییر کند، این مدل کسبوکار با چالش جدی مواجه خواهد شد. همچنین، رشد اعتبارات خرد بدون پشتوانهی اعتبارسنجی دقیق، میتواند به حباب اعتباری منجر شود که ترکیدن آن، اقتصاد دیجیتال را با بحران عمیقی روبهرو خواهد کرد.





